اوایل عید ، بهمراه خواهر گرامی رفتیم سینما تا فیلم مذکور رو ببینیم. مثل اخراجی ها ، با دیدن این فیلم هم چند نکته به ذهنم رسید که بد ندیدم با شما هم به اشتراک بگذارم:
1) خیلی راحت به همدیگه دست می زدن(هرچند کم کم داره تو سینمای ایران هم عادی میشه اما از نظر شرعی...!)
2) اون دو روز اول که فیلم رو دیده بودم بخاطر یه چیزی حسرت می خوردم
3) یه صحنه چشم جهانبین به نمایش در میاد
4) بازی ها خوب بود. بخصوص بازی شهاب حسینی
5) وقتی تو فیلم ، شهاب حسینی خودش رو به خاطر مشکلاتش میزد ملت تو سینما هر هر می خندیدن(از بس هر چی سریاله طنزه ، بدبختی مردم رو نشون میده ، اینا هم اشتباهی فکر کردن که فیلم طنز دارن براشون پخش می کنن)
6) مثل اینکه فرهادی با زبان عربی مشکلی داره(معادله فارسی گارانتی . . .)
در کل فیلم خوبی بود.
+ | نوشته شده در
90/01/14 | توسط ALi
|
چند روز پیش یکی از دوستان عکسی را با موضوع جذابیت در فریندفید گذاشته بود. بنده هم بد ندیدم که آن را برای شما عزیزان ترجمه کنم.
لینک تصویر ترجمه شده
+ | نوشته شده در
90/01/10 | توسط ALi
|
با دیدن اخراجی های 3 چند تا نکته به ذهنم رسید که لازم می دونم اینجا بگم:
1) همه ی رزمنده ها عشق پول و نامرد شدن؟ کسایی که اخراجی های 3 رو دیده باشن می فهمن چی میگم. تو این فیلم حتی اون رزمنده خوباشونم پولکی شدن و همش دنبال عشق و حالن و سوءاستفاده از موقعیتشون هستن.
2) یه زمانی همه می گفتن که این داستان اخراجی های 3 واقعیت داره و دهنمکی جای جواد هاشمی بوده. میگم ده نمکی کی کاندید انتخابات ریاست جمهوری شد و ما نفهمیدیم؟
3) اگر اون ناسیونالیست ها می دونستن که با جبهه رفتن یکی مثله لیلا اوتادی مشاورشون میشه هیچوقت به آلمان فرار نمی کردن
4) سعی شده بود که با قرار دادن صحنه های احساسی ، جای اون همه رقص و آواز رزمنده ها را پرکنن
5) انصافا خنده دار بود هرچند دارم حسرت می خورم که چرا کم خندیدم!
+ | نوشته شده در
90/01/08 | توسط ALi
|
آیا می دانید طراح شدن خیلی آسان است ؟ شما به مدرسه می روید (بعضی از افراد حتی این مرحله را هم بیخیال می شوند)، سپس برای یک شغل مصاحبه می کنید و یا به صورت Freelancer شروع به کار می کنید، و بعد شما در ازای ساخت طرحهای مختلف حقوق دریافت می کنید.

برای تبدیل شدن به یک طراح بزرگ نیاز به تمرین خیلی زیاد، سخت کار کردن و فداکاری دارید. شاید شما یک دانش آموز طراحی باشید که فکر می کنید رفتن در مسیر طراحی کار درستی می باشد. یا اینکه شما در حال حاضر طراح هستید و به این فکر می کنید که آیا شغل طراحی واقعا برای شما مناسب است یا نه ؟!
وقتی شما این مطلب را می خوانید و به دلیلی برخورید که چرا نباید طراح باشید، خیلی مسئله مهمی نیست. اما اگر فهمیدید که خیلی از این دلایل شامل شما می شود شاید باید دوباره درباره شغل خود تجدید نظر کنید.
شما هنرمند نیستید
بعضی از افراد دارای این طرز فکر هستند که طراحان و هنرمندان دو مقوله جدا از هم می باشند، یا حداقل باید اینگونه باشد. فقط به این علت که بسیاری از طراحان در حال حاضر با استفاده از کامپیوتر کارهای خود را انجام می دهند دلیل نمی شود که هنر در کارهای آنها دخیل نباشد.
خیلی از طرحهای عالی لوگو و وب سایت ابتدا به صورت اسکچ رو کاغذ شروع شده اند. اگر شما کمی زمان صرف کنید متوجه می شوید که خیلی از برنامه هایی که روی کامپیوتر استفاده می شوند ایده های خود را از دنیای واقعی هنر به دست آورده اند مانند فتوشاپ و ایلاستریتور .
شما علاقه ای برای طراحی ندارید
برای تبدیل شدن به یک طراح بزرگ، شما باید اشتیاق زیادی برای ساختن داشته باشید. اشتیاق شما را تشنه ساختن می کند و نیرویی است که شما را به جلوتر می برد.
اگر شما اشتیاق زیادی برای طراح شدن ندارید، طراح نشوید.
شما خیلی راحت حواستان پرت می شود و نمی توانید کار را به موقع تحویل دهید
طراحی نیاز به تمرکز دارد، بعضی اوقات برای مدت طولانی. ولی بدین معنی نیست که افرادی که دارای ADHD (افرادی که سخت می توانند تمرکز کنند) هستند نمی توانند طراحهای خوبی شوند چون خیلی از افراد اعتقاد دارند که این افراد میتوانند روی مسایلی که علاقه دارند خیلی دقیق تمرکز کنند که نکته بسیار مثبتی است.
آیا شما برنامه دارید که در یک شرکت تبلیغاتی کار کنید ؟ از خودتان بپرسید که آیا می توانید برای مدت طولانی بنشینید و روی سایه زنیهای واقعی، حذف کردن لکه های پوست ، کارکردن روی typography و بازی کردن با ترکیب رنگهای مختلف روی یک طرح تبلیغاتی یا پوستر تا رسیدن به یک طرح عالی حتی بعضی اوقات بیشتر از یک هفته برای رساندن به موقع کار، زمان بگذارید ؟
اشتباه نکنید، طراحی فقط کارکردن و تفریح نداشتن نیست، اما زمانهایی وجود دارد که شما باید خیلی زیاد روی تمام کردن یک پروژه تمرکز کنید.
شما ارتباط برقرار کننده خوبی نیستید
شما چقدر خوب می توانید با مردم ارتباط برقرار کنید ؟ آیا شما در گروه خوب فعالیت می کنید ؟ اگر این سئوالها برای شما آشنا است، احتمالا در چند سال گذشته برای شغلی مصاحبه داشته اید. صاحبان مشاغل این روزها روی تواناییهای ارتباطی حساب ویژه ای باز کرده اند و برای طراحها هم فرقی نمی کند.
زمانهایی وجود دارد که شما به تنهایی کار می کنید، اما زمانهایی هم هست که شما مجبور هستید با تیم همکاری کنید، دستورات را اجرا کنید، دستور بدهید و …
وقتی من میگویم که شما باید ارتباط برقرار کننده خوبی باشید تا طراح خوبی شوید، مشخصا به این نکته اشاره نمیکنم که قادر باشید با مشتریهای خود موثر صحبت کنید. طراحی هم یک شکل از ارتباط است با این تفاوت که تصویری است به جای محاوره ای.
شما انتقادپذیر خوبی نیستید
مشخصا، شما نمی توانید همه روز را با مردم بحث کنید، پس شما تحمل شنیدن انتقاد در طراحی را دارید ؟ هیچکس دوست ندارد بشنود طرحها و ایده های او مناسب نیست، اما بعضی زمانها ارزش بحث کردن را دارد.
اگر شما یک Freelancer هستید، برای مثال، مشتری شما (کسی که طراح نیست) ممکن است بخواهد کاری را انجام دهد که مناسب طرح شما نیست، یا انتقادهای تندی (حتی اگر درست نباشد) را نسبت به طرح شما بکند. بهتر است همیشه تحمل اینگونه رفتارها را داشته باشید تا بتوانید حقوق و پول خود را دریافت کنید.
اگر شما در خانه کار می کنید، رییس شما احتمالا روی شانه های شما خواهد ایستاد و به شما می گوید که چه کاری انجام دهید و یا ندهید. زمان خواهد برد تا اینکه شما به مرحله ای برسید که تصمیم گیرنده و نظردهنده باشید، تا رسیدن به این مرحله آیا می توانید این سختیها را تحمل کنید ؟
شما ایده پرداز خوبی نیستید
هر طرحی با یک ایده شروع می شود. اصالت و ابتکار همه چی در دنیای طراحی است. حتی بهترین طراحها هم زمانی در ساخت طرح دچار مشکل می شوند، اما طراحهای واقعی کسانی هستند که با قدرت از این موانع عبور می کنند.
شما نظم ندارید
طراحی کردن نیازمند داشتن نظم و ترتیب است. ابتدا از میزکار شما شروع می شود. اگر محیط کار شما دارای نظمی باشد که هر چیزی به راحتی در دسترس باشد کارایی شما بالاتر خواهد رفت. اما به اینجا ختم نمی شود.

شما باید تقویم خود را هم مرتب کنید، اما خود طراحی هم یک فعالیت سازمانی است. شما باید اطلاعات را طوری مرتب کنید که برای افرادی که طرحهای شما را می بینند قابل درک باشد.
شما تنبل هستید
تنبلی دشمن یک طراحی خوب است. وقتی شما طراحی را به عنوان شغل خود انتخاب می کنید، کارهای زیادی را باید انجام دهید. اگر می خواهید به عنوان یک طراح حرفه ای حقوق دریافت کنید، باید کار کنید و شما نمیتوانید فقط کار کنید، شما باید خوب کار کنید. برای خوب کار کردن باید تمرین کنید، ساعتها و خسته نشوید.
شما از اینکه در کار خود فعالیت فیزیکی ندارید متنفر هستید
طراحی کردن دویدن نیست. شنا کردن نیست. پیاده روی نیست، اسکی رفتن هم نیست. این یک شغل فیزیکی نیست. شما بیشتر زمان خود را روی صندلی و شناختن مانیتور، موس و کیبرد خود می گذرانید.
اگر میخواهید فعالیت فیزیکی داشته باشید باید در زمانی خارج از زمان کاری خود انجام دهید.
شما دوست ندارید یاد بگیرید
اگر به سختی دانشگاه را به اتمام رساندید،و بگذارید صادق باشیم، طراحی دانش فوق تخصصی نیست و نسبتا ساده است، ممکن است از این حرف خوشتان نیاید.
طراحی نیاز به مدت زمان زیادی برای یادگیری و ادامه دادن دارد. بعضی افراد از یادگرفتن لذت میبرند (مخصوصا وقتی که اشتیاق زیادی برای کارشان دارند)، اما بعضی افراد خیلی از این مساله فاصله دارند.
نسخه های جدید برنامه ها همیشه هستند، تکنولوژیهای جدید بوجود می آیند و طراحان باید یاد بگیرند که چگونه با آنها کار کنند. یادگیری مسائل جدید یکی از مسائل مهم و عظیم طراحی است.
سخنان پایانی
طراحی، مثل خیلی از مشاغل، نیاز به فداکاری دارد. شما باید در صورتی این شغل را انتخاب کنید که واقعا اشتیاق و علاقه زیاد به طراحی ، توانائیهای قوی در برقراری ارتباط و نظم داشته باشید و عاشق یادگرفتن مطالب جدید باشید.
+ | نوشته شده در
90/01/04 | توسط ALi
|